تبليغاتX
سلام بر مهدی <-BlogAndPostTitle->

ظهور منجی نزدیک است...
اخبار و تحلیلهای مرتبط با علائم ظهور

۲۲ دي ۱۳۸۷

جنگ در غزه را بايد بازتاب عملي نگاه دولت جديد آمريكا در قبال بحران خاورميانه دانست. بسياري بر اين باور بودند كه «تغيير» غير از جذاب بودنش، تصميمي است از درون سيستم سياسي و حاكميت آمريكا براي عبور از يك دوره تجربه‌هاي تلخ و سخت و همچنين گذار از بحران‌هايي كه نتيجه طبيعي سياست‌هاي غلط آمريكا در چند دهه گذشته است.
اما به گفته آن هنرپيشه معروف آمريكايي، حكومت و نظام سياسي در آمريكا يك نظام امپرياليستي است. بنابراين فرقي نمي‌كند كه اوباما رئيس‌جمهور باشد يا ژنرال پينوشه. همه براي به دست آوردن قدرت و حكومت و بقاي طولاني آن مي‌آيند و براي حفظ و توسعه منافع خود هر كاري را انجام مي‌دهند. دولت بوش با بر هم زدن موازنه و تعادل در برخي از نقاط حساس جهان، جنگ را به بخش جدايي‌ناپذير از سياست خارجي خود تبديل كرد و پس از آن جهان به شدت ناامن شد. وي در اوج تمايلات جهان‌گشايانه خود تلاش كرد تا با درست كردن تابستاني داغ براي خاورميانه موجود جديدي را خلق كند و به همين دليل ناچار شد از روي اجساد زنان و كودكان لبناني عبور كند. اين سياست كه هدف تحكيم پايه‌هاي حكومت نامشروع اسرائيل را دنبال مي‌كرد نه تنها تحولي را در جهت منافع اسرائيل به وجود نياورد بلكه اوضاع منطقه و جهان را پيچيده‌تر و پايه‌هاي حكومت‌هاي مورد حمايت غرب در منطقه را سست‌تر كرد. در شرايطي كه دولت آمريكا در حالت جابجايي است و اوباما هنوز به اطاق كار جديد خود نقل‌مكان نكرده است و تنها چند روز پيش از اين جابجايي اين‌بار زمستان سرد و منجمدي در غزه به وجود آمد تا ثابت شود كه هيچ تفاوتي ميان هيچيك از دولتها و احزاب آمريكايي وجود ندارد و تا چند روز ديگر اوباما از روي فرش قرمزي عبور مي‌كند كه آغشته است به خون صدها زن و كودك فلسطيني. چنين اتفاقي پيش از روي كار آمدن بيل كلينتون هم رخ داد. بوش پدر به عراق حمله كرد و پس از روي كار آمدن دمكرات‌ها عليرغم شعارهاي ضدجنگ همواره به بهانه‌هاي مختلف عراق بمباران شد و سنگين‌ترين تحريم‌ها به اجرا درآمد. اكنون نيز اوباما با چنين شرايطي روبه‌روست چرا كه آتش جنگ در خاورميانه شعله‌ورتر شده و آينده نيز آبستن حوادثي است كه دولت اوباما ناچار است آنها را مديريت كند. بنابراين دولت جديد نيز ادامه‌دهنده سياست‌هاي دولت گذشته خواهد بود. اما در بحران جاري همه چيز متفاوت است. حملات كور و كشتار زنان و كودكان بي‌دفاع حقايق بزرگي را آشكار ساخته است كه دولتهاي پيشين آمريكا با آن مواجه نبوده‌اند. مهمترين اين حقايق آشكار شدن ضعفهاي ساختاري در درون رژيمي است كه ديگر توان تامين امنيت و پشتيباني سياسي از سياست‌هاي جنايتكارانه خود را ندارد.

اين رژيم در طول 8 سال گذشته دائما رو به افول بوده و قدرت طراحي و مقابله با بحران هاي پيش‌رو را از دست داده است. رژيمي كه در سه جنگ بزرگ چندين كشور عربي را با دهها ميليون نفر جمعيت و ظرفيت‌هاي بزرگ نظامي و تسليحاتي شكست داده بود اكنون تنها با باريكه‌اي 365 كيلومترمربعي روبه‌روست. انتخاب نوع مقابله و روش‌هاي عملياتي به كار رفته در دو جنگ اخير در لبنان و غزه و تاكتيك‌هاي نظامي و سياسي صهيونيست‌ها گوياي سردرگمي و اتكاي بيش از اندازه به انواع سلاح‌هايي است كه در اختيار دارند.

نوع طراحي جنگي صهيونيست‌ها از تاكتيك‌هاي كهنه و آزمايش شده‌اي تبعيت مي‌كند كه اساسا ديگر قابليت ذاتي خود را براي پيروزي در درگيري‌هاي نزديك با جغرافياي محدود از دست داده است. در لبنان ديده شد كه اين ارتش با ظرفيت‌هاي به ظاهر استراتژيك نتوانست خطوط نامتقارن چند صد رزمنده حزب‌الله را بشكند. در جنگهاي گذشته نخستين خيز ارتش اسرائيل تصرف بيروت را در پي داشت اما اكنون چرا اين ارتش نمي‌تواند با نيروهاي بسيار كوچك اما به شدت سازمان يافته مقابله كند؟ نزديك‌ترين پاسخ به واقعيت اين است كه انتخاب تاكتيك‌هاي غيرحرفه‌اي و غلط و فقدان سرعت در حركت و ضعف عميق روحي در ميان نظاميان در بخش عملياتي و اضمحلال استراتژيك در طراحي و مديريت در صحنه سياسي، اين رژيم را با يكي از دشوارترين دوره‌ها در طول حيات ننگين خود مواجه ساخته است.

تكيه بر عمليات نظامي با بكارگيري حجم انبوه سلاح‌هاي نامتعارف به ويژه بر عليه غيرنظاميان كه هدف تخريب رواني مقاومت عمومي را دنبال مي‌كند، اين رژيم را در ابعاد سياسي و نظامي با چالش‌هاي بزرگي مواجه ساخته است.

با ادامه اين روش و شكست در نبردهاي زميني، خيزش‌هاي عمومي در جهان وسيع‌تر از هر زمان ديگر بر عليه رفتارهاي اسرائيل آغاز شده است. اين خيزش‌ها نه تنها رژيم اسرائيل و حكومت‌هاي عربي بلكه كشورهاي غربي را دچار بحران‌هاي داخلي بيشتري ساخته و در كنار فشارهاي ناشي از تخريب ساختارهاي اقتصادي در نتيجه بحران اقتصادي در ابعاد اجتماعي و سياسي نيز تبعات و هزينه‌هاي سنگيني را متوجه حاميان صهيونيست‌ها مي‌سازد. در ابعاد داخلي، رژيم صهيونيستي با كابينه ناتواني مواجه است كه تلاش دارد همه بحران‌هاي خود را با جنگ كنترل كند. اين كابينه مجموعه‌اي از سياسيون و عناصر غيرنظامي را در خود دارد كه عموما از درون سرويس‌هاي مخفي و اطلاعاتي به قدرت رسيده‌اند و به همين دليل اطلاعات بيشتري از اوضاع كلي رژيم خود داشته و بر همين اساس در استفاده از سلاح و ارتش بي‌ملاحظه عمل مي‌كنند چون راهي بجز اين روش براي آنها باقي نمانده است. اين گروه مانند اسلاف نظريه‌پردازشان به دنبال تامين هدف‌هاي سياسي از طريق لوله‌هاي توپ هستند غافل از اينكه تغييرات صورت گرفته در صحنه‌هاي جهاني و پيدايش نيرويي جديد در اين عرصه و از همه مهمتر جهاني شدن تئوري نبرد و رزم عاشورايي كه از نظريه مقاومت و مبارزه متكي بر نيروي مردمي معمار بزرگ انقلاب اسلامي ايران نشات مي‌گيرد، شكل و پهنه چالش‌هاي پيش‌روي قدرت‌ها را دستخوش دگرگوني‌هاي عميق ساخته است. از همين رو است كه در نگاه نخست توهم قابليت بازدارندگي ارتش اسرائيل در نتيجه دو جنگ لبنان و غزه فرو ريخته است. امروز حتي كشورهاي عربي كه هنوز كابوس شكست‌هاي ذلت‌بار مقابل ارتش اسرائيل را فراموش نكرده‌اند مي‌دانند كه ارتش صهيونيستي به طرز حيرت‌آوري شكننده و آسيب‌پذير است. هر چند اعراب نيز با خيزشهاي بزرگ داخلي مواجهند كه هر روز بر دامنه آن افزوده مي‌شود و از طرفي توطئه آنان براي ايران هراسي نيز در منطقه و جهان شكست خورده است.

به اين ترتيب با نتايجي كه از ورود ارتش بزرگ اسرائيل به جنگهاي كوچك به دست آمد مشخص گرديد كه اين ارتش عليرغم ظرفيت‌هاي ظاهري به دلايل گوناگون بسيار ضعيف و قابليت بازدارندگي آن صرفا متكي به برخورداري از سلاح‌هاي هسته‌اي است. بنابراين اسرائيل در بدترين شرايط زماني و در سراشيبي سقوط و انحطاط رواني تصميماتي گرفته است كه روند فروپاشي خود را سرعت بخشيده است.

مجموعه تحولات و آنچه كه در حال وقوع است غرب را وادار خواهد ساخت تا در كنترل هر چه بيشتر صهيونيست‌ها كه اين روزها تعادل سياسي و نظامي خود را به شدت از دست داده‌اند جدي‌تر باشند. آنها بايد درك كنند كه صلح بهتر از حمايت از رژيمي است كه مي‌تواند آنان را در پشت ديوارهاي شيشه‌اي درگير بحران‌هاي بزرگ و ناخواسته سازد. رژيم اسرائيل در حال فرو رفتن در درون باتلاقي است كه خود ايجاد كرده است بنابراين عاقلانه نخواهد بود كه غرب نيز به همراه صهيونيست‌ها فرو رود.

غربي‌ها با ايجاد دولت يهود در سرزمين‌هاي اسلامي دچار خطاي استراتژيك شدند. ايجاد رژيمي كه از جنس ملتهاي اين منطقه نيست در ذات خود شرايط يك بحران دائمي و رويارويي بزرگ به ملت‌هاي خاورميانه و مسلمانان را فراهم ساخت. اكنون تنها راه چاره اعتراف به اين اشتباه بزرگ و پذيرش مسووليت آن و برچيدن بساط صهيونيزم از خاورميانه و جهان است. در غير اين صورت آنها نيز تاوان جنايت‌هاي اسرائيل را خواهند پرداخت.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 15:21  توسط مدیر وبلاگ  | 

۲۲ دي ۱۳۸۷ تنها روزنامه انعکاس دهنده نسبی مواضع طیف حامیان حجت‌الاسلام والمسملین سیدمحمدخاتمی از او درخواست کرد که در انتخابات شرکت نکند.

در یادداشت "خاتمی نیاید" روزنامه اعتماد که به مدیر مسوولی الیاس حضرتی از اعضای حزب اعتمادملی منتشر می‌شود، آمده است:

خاتمي نيايد
انور ايران زاده

آقاي سيدمحمد خاتمي که دو دوره چهارساله ( جمعاً هشت سال) رئيس جمهور يا به قولي رئيس قوه مجريه و رئيس دولت بود انساني مومن، معتقد به اصول و موازين اسلامي و انساني و در مجموع شخصيتي محترم، شريف و قابل اعتماد است و بدون ترديد صحبت هايي که درباره ورود يا عدم ورود وي به ميدان انتخابات رياست جمهوري و کانديدا شدن يا نشدن ايشان جريان دارد و بيش از پيش موجبات جلب توجه به مساله انتخابات را فراهم کرده، هرچند معلوم نيست شخص وي علاقه و تمايلي به شرکت در مبارزات انتخاباتي داشته باشد ولي به هر حال آنان که حساسيت هاي خاصي نسبت به انتخابات رياست جمهوري در سال آتي دارند، طبعاً در مورد کانديداتوري شخصيت هايي چون آقاي خاتمي يا آقاي ميرحسين موسوي و ديگران نمي توانند بي تفاوت مانده اظهارنظري نکنند. در چند ماهه اخير که بحث انتخابات بالا گرفته نام آقاي خاتمي پررنگ تر به نظر مي رسد و اساساً شايد تنها شخصيتي است که در مورد شرکت يا عدم شرکت وي در انتخابات بحث و جدل هاي زيادي درگرفته است و روش آقاي خاتمي هم در برخورد با اين بحث و جدل ها خود به نوعي موجبات گرم کردن به اصطلاح تنور انتخابات را فراهم کرده است، من شخصاً براي آقاي خاتمي احترام قائل بوده و هستم. ايشان را در حد يک فيلسوف انسان دوست و آگاه، معتبر مي دانم بنابراين هيچ گاه از وي توقع و انتظار نداشتم چونان سياستمداري زيرک و کارکشته در ميدان سياست و رياست جولان بدهد که اين ظاهراً کار او نيست، اما به هر تقدير به دلايلي که همه ما مي دانيم ايشان در انتخابات رياست جمهوري (سال76) با آرايي که در تاريخ کشور ما بي سابقه بود يعني با بيش از 20 ميليون راي برنده شد و بر کرسي رياست جمهوري نشست. فکرش را بکنيد فيلسوفي آگاه و انسان دوست ناگهان خود را در دنيايي ببيند که با اخلاق و فلسفه انساني، فرهنگي و ضوابط منطقي و اصولي (به خاطر حفظ منافع) کاملاً بيگانه بوده. در اين دنيا و هر آنچه وجود دارد سياست و سياست بازي است و بس“، و عجيب اين است که متن استعفا نامه هاي خاتمي از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي خود گوياي تلقي و برداشت ذهني و عاطفي، اخلاقي و فلسفي وي از مديريت و سياست بود“ اخيراً (چند روز قبل) آقاي خاتمي در دانشگاه ديداري با دانشجويان داشت که مشروح سخنان وي را در اين نشست، در روزنامه اعتماد مورخ26/9/87، به دقت مطالعه کردم آن هم نه يک بار بلکه حداقل سه بار...، تعجب کردم، واقعاً بسيار تعجب کردم که ديدم و خواندم آقاي خاتمي چنان ماهرانه، با کلي گويي و از اين شاخه به آن شاخه پريدن ها سخناني گفته است که نشان مي دهد برخلاف تصور من، ايشان هم سياست را خوب مي فهمد و هم سياست بازي را... و هم مي تواند چنان سخن بگويد که شنونده بعد از پايان سخنان وي و حتي مدت ها بعد از اين سخنان با خود بگويد «راستي آقاي خاتمي چي گفت؟ جواب سوالات ما چي شد؟ بالاخره براي انتخابات رياست جمهوري کانديدا مي شود يا خير؟“ يک بار سخنان ايشان را مرور کنيد، به دقت هم مرور کنيد. واقعاً در قبال اين همه مسائل و مشکلات اساسي و سوالات مهمي که مطرح شد چه جوابي داده شد؟ از برنامه و ضرورت برنامه ريزي و خوبي و تاثير برنامه، از تفاوت بين تورم چند سال قبل با تورم دوره فعلي، از ناز بودن دموکراسي و آزادي در نشر افکار و“ سخن ها گفته اما آيا واقعاً به آنچه مي دانست در قلب و ذهن و زبان دانشجو و شنونده است، پاسخي داده است؟ به جرات مي توانيم بگوييم آقاي خاتمي هيچ حرفي و سخن تازه يي نگفته و بازرنگي قابل تحسيني، از گوش دادن يا شنيدن و پاسخ دادن به بعضي از سوالات اصولي و اساسي خودداري کرده و به نوعي از بعضي مسووليت هاي احتمالي شانه خالي کرده است و در مجموع شنونده سياه بخت، همان طور که گفته شد همچنان هاج و واج مانده که راستي آقاي خاتمي چه گفت؟ چه برنامه يي دارد؟

آيا اگر رئيس جمهور شود قدرتي خواهد داشت يا خير ؟ اگر کانديد شود چرا بايد به او راي بدهم؟ کدام خواسته اساسي و سرنوشت ساز را مي تواند اجابت کند ؟.... و... با آنچه آقاي خاتمي در گفت وگو با دانشجويان بيان کرده، من به سهم خود توصيه مي کنم ايشان وارد ميدان انتخابات نشود زيرا با اطمينان مي توانم بگويم آقاي خاتمي با سخناني که گفته است، اين بار نيز همان آقاي خاتمي خواهد بود که بعد از پايان دو دوره رياست جمهوري دست هايش را از هم باز کرد و مظلومانه گفت؛ «به خدا بي تقصيرم، من فقط يک تدارکاتچي بودم؟،»

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 15:15  توسط مدیر وبلاگ  | 

۲۲ دي ۱۳۸۷
آمريکا بر سر کوتوله ها شرط بندى کرده (خبر ويژه)
مدیر برنامه خاورمیانه در موسسه آمریکایی کارنگی می گوید: ایران در وضعیتی کاملاً خوب و قدرتمند در خاورمیانه قرار دارد و  ما باید با آن کنار بیاییم.
والنتینا پاسکوالی در گفت وگو با «واشنگتن پریزم» با اشاره به تحولات منطقه (عراق، افغانستان، لبنان و فلسطین)، می گوید: کاملاً واضح و روشن است که ایران قوی تر شده است. فقط کافی است به کشورهای دور و بر ایران نگاه بیندازیم. تنها کشور بزرگ حاشیه خلیج(فارس) عربستان می باشد که  هرگز سیاست خارجی کارآمد و یا تجربه جنگ نداشته و پادشاه آن نیز تمایلی به رویارویی ندارد. بقیه کشورهای منطقه نیز کوتوله هستند. مثلاً از بحرین چه کاری بر می آید، جز اینکه امیدوار باشد زیر دست و پا له نشود؟ مصر هم که تا وقتی مبارک بر سر قدرت است، خارج از بازی است. مگر اینکه او از دنیا برود، و در نتیجه این کشور یک بار دیگر قدرتی منطقه ای شود. بنابراین کاملاً آشکار است که این کشور تا آن هنگام، کاملاً خارج از بازی می باشد. بنابراین بله، ایران در وضعیتی کاملاً خوب قرار دارد. من فکر می کنم اگر آمریکا بتواند به رابطه کارآمدی با تهران برسد، این موضوع بسیار به نفع خودش خواهد بود.
وی همچنین با اشاره به گسترش  جنبش های اسلامی در منطقه و سیاست  دولت آمریکا در مقابله با آنها گفت: آنچه مسلم است این است که به رسمیت شناختن یا نشناختن این گروه ها از سوی دولت بوش، منجر به نابودیشان نشد و آنها از مقبولیت در میان مردم برخوردارند. مورد حماس یک نمونه کامل است. حماس نه به این سبب که یک گروه مسلح است، در انتخابات برنده شد. بله درست است که این گروه هم شاخه سیاسی، و هم نظامی دارد، اما از آن جهت برنده شد، که  مقبولیتش از فتح بیشتر بود.دوم اینکه حماس اسرائیل را به رسمیت نمی شناسد. بنابراین نگرانی ما از این بابت است، که از نفوذ حماس واهمه داریم.
پاسکوالی درباره یورش اسرائیل به غزه گفت: این عملیات روند صلحی جدی و مهم را  برای مدتی نامشخص به تعویق انداخت و «فتح»  را تضعیف خواهد کرد زیرا این گونه  به نظر خواهد رسید که فتح، به بهای جان ساکنان غزه، با اسرائیل مذاکره می کند.



حاميان اسرائيل هم بالاخره يک بار انتقاد کردند (خبر ويژه)
سایت اینترنتی وابسته به افراطیون ادوار تحکیم، از اسرائیل صرفاً به خاطر انجام خطاهای استراتژیکی که منجر به گسترش نفوذ جمهوری اسلامی در میان ملت های منطقه می شود، انتقاد کرد!
ادوار نیوز،  حماس را «گروهی که با نارنجک و عملیات انتحاری شناخته می شد اما در کمال ناباوری در انتخابات به قدرت رسید» معرفی می کند و می نویسد: اسرائیل با فشار و تحکم به حماس، فرصت ایجاد شکاف میان عناصر معتدل و تندرو را از کف داد(!) حال آن که سیاستمداران حماس پس از تکیه بر قدرت، چفیه را کنار نهاده و با کراوات در مجامع رسمی حضور می یافتند. اسرائیل و غرب این را هم ندیدند.
این سایت که توسط عناصری نظیر احمد زیدآبادی اداره می شود،  با اشاره به جنگ در غزه می نویسد: برنده این جنگ چه کسی خواهد بود؟ در همه جای دنیا تظاهرات و راهپیمایی برگزار می شود و تصاویر تکان دهنده ، سخت قلب ها را تحت تاثیر قرار می دهد... جمهوری اسلامی که پس از جنگ 33 روزه حزب الله و اسرائیل صاحب نفوذ بیشتری در منطقه شده است، این بار نیز، پیش از تکیه زدن اوباما بر مسند ریاست جمهوری، قدرت نمایی جدیدی می کند. جنگ غزه برنده ای ندارد جز جناح تندرو حماس و نیز دولت های حامی آن که در پناه این جنگ و با علم بر معطوف شدن نگاه های جهانیان به نقطه ای دیگر، می توانند اقدامات حساسیت برانگیز خود را به آسودگی به پیش ببرند و نیز به رویاهای خود رنگ واقعیت ببخشند(!)
گفتنی است جریان سیاسی و رسانه ای همسو با ادوار نیوز- نظیر بیانیه افراطیون تحکیم- نوعاً به تبرئه رژیم صهیونیستی در جنایت اخیر و جنایات مشابه می پردازد و انتقاد اخیر هم صرفا از آن رو صورت می گیرد که با توجه به مواضع اصولی و انسانی جمهوری اسلامی، عملا منجر به نفوذ انقلاب اسلامی در قلب ملت های مسلمان منطقه شده است.

علاقه رئيس دولت اصلاحات به تعليق (خبر ويژه)
رئیس دولت اصلاحات گفت: آمدن ما ممکن است هزینه مملکت را زیادتر کند.
سیدمحمد خاتمی که در دیدار با گروهی از حامیان انتخاباتی خود از استان گیلان سخن می گفت، اظهار داشت: «معتقدم اگر نمی گذارند کارکرد و یا این قدر کارشکنی ها زیاد باشد که نتوان به ایده آل ها رسید، نباید آمد، بلکه آمدن ما ممکن است هزینه مملکت را زیادتر کند.»
وی با بیان اینکه «این کشور و انقلاب ارزان بدست نیامده که در مقابلش بی مسئولیتی احساس کنیم»، اظهار داشت: «این چه حرفی است که خیال کنیم که اگر کاری از دستمان برمی آید، ما نمی خواهیم به خاطر راحت طلبی یا ملاحظات دیگر آن را انجام دهیم. کسی که این کار را بکند مورد لعنت خدا و مردم خواهد بود.»
وی ادامه داد: «این بدان معنا هم نیست که اگر احساس می کنیم نمی گذارند کار بکنیم و یا ممکن است با آمدن ما کارشکنی های فراوانی صورت گیرد و بار دیگر امید مردم به یأس تبدیل شود حتماً بیاییم و در رأس مسئولیت های رسمی قرار بگیریم؛ بلکه راه های مختلفی برای خدمت به کشور، پیشرفت کشور و جلوگیری کشور از عقب ماندگی وجود دارد در عین حال ممکن است زمینه ای هم فراهم شود که بتوان کار کرد.»
گفتنی است اخیراً کرباسچی دبیر کل کارگزاران از اقدام تأخیرآمیز خاتمی به عنوان شیوه پناه بردن به فال و بلاتکلیف گذاشتن نامزدهای اصلاح طلب یاد نموده و به شدت انتقاد کرده بود.
در همین حال یکی از روزنامه نگاران اصلاح طلب مدعی شد احتمال ورود خاتمی به میدان انتخابات به زیر 50 درصد رسیده است.
اکبر منتجبی که اخبار پشت پرده رایزنی های انتخاباتی را در ضمیمه هفتگی اعتماد ملی منتشر می کند، با بیان اینکه ، بحث شورای حکمیت و نظرسنجی به بن  بست رسیده است، نوشته است: به نظر می رسد کاندیداهای اصلاح طلب خود به صرافت افتاده اند، در گعده های دوستانه یا جلسات اینچنینی به نتیجه برسند که چه کسی نامزد نهایی اصلاح طلبان باشد.
وی اضافه کرده است که برخی بر این باور هستند احتمال ورود خاتمی به میدان انتخابات به زیر 50 درصد رسیده است.

مشک آن است که عطار بگويد! (خبر ويژه)
سایت حامیان عبدالله نوری اصرار دارند از وی چهره ای آمریکایی و مورد حمایت آمریکا ترسیم کنند. «خرداد» در این زمینه با ذوق زدگی فراوان اظهارات ستایش آمیز محسن سازگارا عنصر پشت پرده نشریات زنجیره ای را که هم اینک رسماً در استخدام دستگاه جاسوسی سیا و همچنین صدای آمریکا در آمده، بازتاب داد و از قول وی در ستایش از عبدالله نوری نوشت: اظهارات اخیر عبدالله نوری مبنی بر  مخالفت با ولایت مطلقه فقیه بسیار قابل توجه و درخور تحسین است. آقای نوری با صراحت اعلام کرده که در زمان بازنگری  قانون اساسی نیز به آن رأی منفی داده است.
«خرداد»- که تداعی کننده روزنامه زنجیره ای توقیف شده خرداد هم می باشد- آنگاه با آب و تاب به توصیف همکاری سازگارا در کنار علیرضا نوری زاده-  جاسوس بدنام سیا و موساد- با صدای آمریکا پرداخت.



عبور از خاتمى اين بار با ميرحسين موسوى (خبر ويژه)
عبور حامیان نامزدی میرحسین موسوی از خاتمی در پوشش شعار «دولت وحدت ملی» جدی تر شد. در این زمینه سایت «کلمه» که از نامزدی موسوی حمایت می کند، با اشاره به جدی شدن زمزمه نامزدی وی، میرحسین را مظروف ظرف دولت وحدت ملی معرفی کرد. «کلمه» در عین حال تصریح کرد «پیشنهاد تشکیل دولت وحدت ملی در حد تئوری و نظریه باقی ماند».
صرف نظر از اما و اگرهای جریان های گوناگون سیاسی درباره میرحسین موسوی، آنچه در تحلیل سایت حامیان میرحسین قطعی به نظر می رسد، عبور آنها از خاتمی در پوشش شعار دولت وحدت ملی است.
در همین حال سایت «تغییر» که توسط گردانندگان نشریه توقیف شده شهروند امروز (به سردبیری محمد قوچانی) مدیریت می شود و هم اکنون ضمیمه ارگان مطبوعاتی حزب اعتماد ملی را منتشر می کنند، طی گزارشی نوشت: «کاندیداتوری میرحسین موسوی جدی تر شد. این در حالی است که از یک سو سیدمحمد خاتمی برای حضور در انتخابات دچار تردیدهای جدی شده است و از دیگرسو برخی از سران جبهه مشارکت پیام هایی را برای میرحسین ارسال و از او خواسته اند که نظر قطعی خود را اعلام کند. سیدمحمد خاتمی قرار بود تا پایان هفته پیش نظر نهایی خود را برای حضور در انتخابات بیان کند اما از قرار معلوم نتوانسته بر تردیدهای خود غلبه کند... از دیگر سو برخی سران مشارکت به میرحسین پیام داده اند که او می تواند وارد انتخابات شود و مورد حمایت این جریان سیاسی قرار گیرد.»
گفتنی است گردانندگان شهروند امروز هنگامی که در روزنامه شرق فعالیت می کردند، موسوی را فردی تاریخ گذشته که در عین حال می تواند در سکوت خلسه آور او به آرامش رسید و فرصتی برای تداوم اصلاحات یافت معرفی کرده بودند و به نظر می رسد ابراز تمایل اخیرشان، بیش از آن که از حب میرحسین موسوی باشد، از نارضایتی شان نسبت به خاتمی ریشه می گیرد.
قوچانی در شهروند امروز، نامزدشدن خاتمی را به پریدن اصلاح طلبان از آسمانخراش که به شکسته شدن دست و پای آنها خواهد انجامید، تشبیه کرده بود.

گور باباى افکار عمومى آلمان اسرائيل را بچسب! (خبر ويژه)
وزیر خارجه سابق آلمان با ستایش از موضع صدراعظم این کشور در حمایت از نسل کشی رژیم صهیونیستی، این موضع را بنیاد فکری حکومت آلمان دانست.
یوشکا فیشر در گفت وگو با روزنامه دی سایت ضمن متهم کردن حماس و تبرئه رژیم صهیونیستی گفت: لازم است از موضع دولت آلمان حمایت کنم. ماورای هرگونه جانبداری، با اسرائیل همبستگی کامل داریم و این بخشی از بنیاد فکری حکومت ما از زمان تاسیس جمهوری فدرال آلمان ]پس از سقوط هیتلر در جنگ جهانی دوم[ است. موضع روشن ما نسبت به اسرائیل، بنابر تاریخ ما، شرط بازماندن درها بر روی ما هم در اورشلیم و هم در رام الله است.
فیشر در پاسخ به این سؤال که «اکثریت افکار عمومی در آلمان جانب فلسطین را می گیرند. دولت چگونه باید با این موضوع برخورد کند؟» گفت: این برخورد یکی از وظایف بنیادین دولت است که باید از صدراعظم، خانم مرکل بپرسید. من اما این را می دانم که اعلام «همبستگی با اسرائیل» یک موضع دشوار است.  تصویر کردن اسرائیلی ها به عنوان جنایتکار و فلسطینی ها به عنوان قربانی، یک درک غلط از درگیری خاورمیانه است. اگر سیاست آلمان چنین درک کژی را دنبال کند و به عنوان کمیته همدردی با فلسطین وارد عمل شود، قطعا وارد یک دام شده است و من به دولت آلمان توصیه می کنم با این موضع مخالفت و در برابرش مقاومت کند. درست است که باید دید مردم چه می گویند. ولی یک دولت بر سر کار نمی آید تا همان چیزی را تکرار کند که مردم می گویند. این برخلاف هنر حکومت است.
گفتنی است با وجود گذشت بیش از 60سال از پایان جنگ جهانی دوم، دولت آلمان به خاطر عملکرد جنایتکارانه آلمان نازی و تبلیغات وسیع صهیونیست ها، برخوردی انفعالی و نوکرمآبانه نسبت به رژیم جعلی و اشغالگر صهیونیستی دارد.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 15:14  توسط مدیر وبلاگ  | 

۲۲ دي ۱۳۸۷
بسم الله الرحمن الرحيم
اين جمله حسني مبارك رئيس رژيم مصر كه گفته است : « حماس نبايد پيروز جنگ باشد » قبل از هر چيز نشان دهنده وحشت وي از شكست رژيم صهيونيستي در تهاجم به غزه و جنگي است كه عليه مردم اين منطقه به راه انداخته است .
روزنامه صهيونيستي « هاآرتص » از آنچه در جلسه يك هيئت اروپائي با حسني مبارك گذشته گزارش داده و نوشته است : رئيس هيات تروئيكاي اروپائي كه به منطقه سفر كرده است به تزيپي ليوني وزير امورخارجه رژيم صهيونيستي گفت : حسني مبارك به وي گفته است : « نبايد اجازه داد حماس در جنگي كه اكنون در غزه جريان دارد پيروزمندانه از ميدان خارج شود » .
تاكنون علاوه برواقعيت هاي مشهود در صحنه جنگ غزه كه ناكامي ارتش رژيم صهيونيستي را به نمايش گذاشته حداقل سه نشانه روشن براي شكست اين رژيم متجاوز بروز كرده است .
اول اعتراف اولمرت نخست وزير رژيم صهيونيستي كه گفته است به هيچيك از اهدافمان دست نيافته ايم .
دوم تلاش سفرهاي پياپي هيات هاي اروپائي از رئيس جمهور فرانسه گرفته تاهيات تروئيكاي اروپائي به منطقه كه پيداست در پي راه نجاتي براي صهيونيست ها هستند.
و سوم سخنان حسني مبارك رئيس رژيم مصر كه گفته است حماس نبايد پيروز اين جنگ باشد.
اهداف اصلي رژيم صهيونيستي از به راه انداختن جنگ غزه را مي توان در دو محور خلاصه كرد :
1 ـ جبران شكست در جنگ 33 روزه لبنان كه ضربات كاري و سختي به روحيه صهيونيست ها وارد كرد .
2 ـ از بين بردن حماس كه با نفوذ فوق العاده در ميان مردم فلسطين و افزايش روزافزون قدرت و كارآمدي توانسته است مانع بزرگي بر سر راه ادامه موجوديت رژيم صهيونيستي باشد.
آنچه از زبان وزير امورخارجه رژيم صهيونيستي منتشر شده كه گفته است : « حماس تازماني كه مقاوم و زنده است پيروز است » بيانگر هدف دوم صهيونيست ها از حمله به غزه مي باشد.
ليوني در مصاحبه با روزنامه آمريكائي واشنگتن پست در عين حال كه اعلام يك جدول زماني براي عمليات نظامي اسرائيل را رد كرده بر اين نكته تاكيد كرده است كه « كوتاه ترين زمان درگيري براي اسرائيل بهتر است » .
كوتاه ترين زمان براي عمليات نظامي رژيم صهيونيستي عليه مردم غزه از نظر سران اين رژيم حداكثر سه روز بود. آنها بهيچوجه تصور نمي كردند در غزه با چنين مقاومتي مواجه شوند. درست به همين دليل بود كه فكر مي كردند بسيار سريع و با كمترين هزينه مي توانند ضربه هاي روحي و حيثيتي سختي را كه در شكست جنگ 33 روزه متحمل شده اند جبران نمايند . آنها تصور نمي كردند حتي يك كشته در جنگ غزه بدهند درحالي كه اكنون بيش از 30 كشته و 100 زخمي و تعدادي اسير داده اند و تعداد زيادي از تانك هايشان نابود شده و نيروي زميني شان در تله هاي انفجاري گرفتار شده است . مقاومت شديد نيروهاي رزمنده حماس بهيچوجه براي صهيونيست ها قابل تصور نبود كما اينكه از امكانات موشكي رزمندگان حماس نيز چنين تصوري نداشتند.
عامل مهم غافلگير شدن ارتش رژيم صهيونيستي در غزه عدم آمادگي اين ارتش براي نيروهاي چريكي است . شايد ارتش رژيم صهيونيستي در جنگ هاي عادي كه مواجهه با ارتش هاي ديگر صورت مي گيرد توانائي هائي داشته باشد ولي در مقابله با نيروهاي چريكي و جنگ هاي نامنظم كاملا ناتوان است .
از اين مهمتر ايمان مردم غزه و نيروهاي حماس به هدفي است كه براي آن مي جنگند. آنها از سرزمين و عقيده خود دفاع مي كنند درحالي كه نظاميان اسرائيلي يك مشت دوره گرد غريبه هستند كه سرزمين فلسطين را اشغال كرده اند و براي گسترش حوزه غصب و تحكيم قدرت اشغالگرانه و زورگويانه صهيونيست هاي نژادپرست به صحنه نبرد كشانده شده اند. طبيعي است كه اين قبيل افراد انگيزه اي براي جنگيدن ندارند و در برابر قدرت كساني كه اولا انگيزه دارند و ثانيا درحال دفاع از سرزمين و عقيده خود هستند دچار ضعف و سستي و در نهايت شكست مي شوند. درست به همين دليل است كه رزمندگان فلسطيني برخلاف تصور خام « تزيپي ليوني » وزيرخارجه رژيم صهيونيستي هرگز نابود نخواهند شد و مقاومت حماس براي هميشه زنده خواهد ماند. قطعا با اشتباه فاحشي كه رژيم صهيونيستي در حمله به غزه كرده است حماس قوي تر از گذشته خواهد شد و با قدرت بيشتر به دفاع از فلسطين خواهد پرداخت و بدين ترتيب زوال رژيم صهيونيستي تسريع خواهد شد
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 15:11  توسط مدیر وبلاگ  | 

اگراوقاتتان تلخ نمی شود می خواهم به انقیاد وجوهی بپردازم که هم دنیای مارا سامان بدهد هم آخرت مارا . این را از محرم و کربلا آموخته ام . و از پای منبرعلمایی که روزی روزگاری برای یک جلسه صحبت ، ساعت ها مطالعه می کردند . سطحی گرایی آزاردهنده ای که این روزها دچارش شده ایم ما را به سینه دیواری می کوبد که درآنسویش  یک فاجعه ی آذین بسته را تدارک می بینند . باورکنید اصلا خجالت نمی کشم از اینکه بحث شبهای محرمم به اموری سرایت کند که بوی دنیا و مملکت داری بدهد . بعضی ها مسجد را جای عبادت صرف می دانند و مردمان را از ورود به مباحث دنیاوی منع می کنند . ومن باورم براین است که مسجدی که به کار دنیای ما نیاید به کار آخرت ما نیز نخواهد آمد. واما اصل سخن : اجابت یک نکته ، درچند وچون ماهیت سرنوشتی که دچارش شده ایم ، می تواند ما را از این بحران مستمررهایی بخشد . بحرانی که از یک خجالت و رودربایستی بزرگ شروع شده و درهمین رودربایستی نیز به حیات نازیبای خود ادامه می دهد . قبول کنیم که دراداره کشور و برآوردن شکوه و شوکت آن دراندازه ای که همین کشورهای دم دستمان به آن رسیده اند ، وامانده ایم . واین واماندگی ، روز به روز نیز به ورطه نامبارکی درمی افتد . دراین میان ، پرداختن به جهش ها و پیشرفت های چشمگیری که نصیب ما شده ، نمی تواند ما را از درافتادن به حساسیت های برزمین مانده برهاند . اساسا ما را قرار براین بوده و هست که بجهیم و پیشرفت کنیم و بدرخشیم . نه این که با علم کردن سالهای جنگ و جوانی انقلاب و دسیسه های دشمنان ، پناهی برای خود و کارهای برزمین مانده بکاویم و با خیال آسوده شانه های خودرا از سنگینی حمل مسئولیت هایمان کناربکشیم .سخن به درازا نبرم که اصل سخن همین هاست که برمی شمرم . اگرچه سخنانی دیگرنیز هست که مجال خاص می طلبد :                                            1- هیچ هدفی برای فردای کشور نداریم . افق هایی مثل "سند چشم انداز" با همه آبروهایی که درآن مجتمع شده ، به دلایل گوناگون ، از طرف مسئولین ما به شوخی گرفته شده است و نمی تواند هدف غایی یا افق چندساله تلقی شود . این شوخ طبعی مسئولین ، عوارض و انشعاباتی دارد که اولین شائبه اش می تواند خامی و کارنابلدی آنان باشد . حالا دستهای آلوده جمعی از آنان بماند .        2- دراداره کشور مصرانه به آدمهای دم دست اکتفا کرده ایم و از ورود آدمهای کاربلد پرهیز می کنیم . دراین میان به جمله مشهورامام عزیز دلخوش کرده ایم که : نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد . ومثلا از اینکه کارهای مهم را به کسی وکسانی بسپریم که وطنشان را دوست دارند و به شکوه آن نظردارند اما نمازنمی خوانند و همسرشان چادری نیست ، تنمان می لرزد . وفکرمی کنیم مملکت داری یعنی این . وحال آنکه شاید مراد سخن امام عزیز این نیز بوده است که نگذارید بی عرضه های خودی نما مملکت را به تاراج دهند .                                                                                                            3- آدم های بالیاقت را به کارگل واداشته ایم و آدم های بی لیاقت را فرصت امضا و تصمیم گیری عطا کرده ایم . منصب ها را از آدم های قد کوتاه پرکرده ایم . فرصت ها را مثل برق از دم دستمان عبورداده ایم . واکنون ، ما مانده ایم و هول وهراس از این همه کاری که برزمین مانده .                                                                                                                            4 – بااین تصورغلط که روحانیت می تواند درهرکجا و درهرشرایط برمقدرات کلی و جزیی کشور پای بگذارد ، آنچنان هیمنه ای به طلاب و روحانیان و امامان جمعه بخشیده ایم که خودمان از سامان دادن به این همه آشفتگی درمانده ایم . یعنی روحانیت را به جایگاهی نشانده ایم که اکنون به کمتر از آن راضی نیست . به اسم انفکاک ناپذیری  دین از سیاست ، به هر طلبه ای اجازه داده ایم که از تریبون مسجد محل و دستگاهی که متولی آن است و تریبون نماز جمعه ، بی ملاحظه ، هر چه به دهانش آمد به مسئولین و کارکردهای آنان بگویند . درعین حال که این خود فرصتی برای آزادی و آزادگی است ، اما نه که محدود به روحانیت است وبس ، بجای نشاط ، نفرت می پراکند . ما یک روز باید این رودربایستی را کنار بگذاریم و روحانیت را به کارکرد راستینش اشاره دهیم . وتا مادامی که این خجالت بزرگ از ما آویخته ، راه به جایی نمی بریم . بخداقسم این سخنان را کسی می گوید که خود از همه بیش به قدرومنزلت روحانیت ایمان و اعتماد دارد . اما روحانیتی که برجایگاه مالوف خود قرارگرفته باشد . 5- از این که کارهای برزمین مانده را به خارجی های کاربلد بدهیم ، نهراسیم . می توانیم پول بدهیم و تخصص بخریم . این یک امررایج درجهان امروز است . اصرار براین که همه کارها را خودمان باید انجام بدهیم آسیب و خسارتی ببار می آورد که هم پولمان هدرمی رود و هم از قافله های پرشتاب جوامع اطراف عقب می مانیم . به عنوان یک مثال کودنانه ، به ساخت مصلای تهران اشاره می کنم که از سالهای پس از انقلاب کار ساخت آن شروع شده و هنوز که هنوز است به اتمام نرسیده . بااطمینان می گویم که باپول و وقتی که صرف ساخت مصلای تهران شده ، می شد پنج مصلای بزرگ و شیک و مدرن ساخت و به مردم و به جهانیان عرضه کرد و به خود بالید .                                                                                                                                     6- از اسب غرور پایین بیاییم و قبول کنیم که بعضی از کشورهای خارجی ، بویژه غربی ها و آمریکایی ها درکنارکارهای بدشان ، کارهای خوبی نیز دارند که می تواند حالا حالا ها برای ما نمونه باشد .مثل : نظم - وجدان کاری- احترام – حقوق شهروندی – آزادی بیان – قانون – عدالت – (وحتما درکناراینها همان خوی استکباری هیات های حاکمه و قضایایی که می دانیم و نیازی به تکرار آنها نیست )                                                                                                                                 7-  قبول کنیم که سپردن دستگاه قضایی کشوربه روحانیان و قضات جوانی که هنوز درابتدایی ترین وجوه شخصی خود به مختصات عدل و انصاف و احترام و شعائر اینچنینی دست نیافته اند ، به مثابه آب دادن به درختی ست که یا عقیم است و ثمری از آن مستفاد نمی شود ، یا درختی ست که ریشه اش برزمین سفت نشانده شده و رشدی درکارش نیست  و وقت مارا بیهوده تلف می کند .        8- نظام اقتصادی ما و مخصوصا بانکداری ما یک آوار عنقریب است و ما مصرانه به زیرآن داربست می زنیم . درکنار همه این کارهای کودنانه ، توجه کنید به غارت ثروت سوخت توسط کسانی که کار بلد نیستند و مافیاپروری را خواسته یا ناخواسته باب می کنند . چه فرقی می کند ؟ چه به باد دادن ثروت ها و چه بالا کشیدن ثروت ها . دراین میان بخندید به صنعت اتومبیل داخلی که به وحشیانه ترین شکل ممکن اتومبیل مسخره ای مثل پراید و سایرفضولات صنعتی را ناجوانمردانه به مردم ما تحمیل می کند .آن هم با چه قیمتی . حالا هی برسروسینه بزنیم که : مظلوم  ، غریب ، عطشان ، بی کس ، تنها ، .... مظلوم فعلی باورکنید انقلابی است که با آرزوهایی پاگرفت و به ما سپرده شد و ما مثل گرسنه های حریص به دندانش می کشیم و شقه شقه اش می کنیم . مظلومیت حسین عزیز درتشنگی او و تنهایی او نیست . درغربت اندیشه اوست که خاک می خورد . وگرنه یکی از مراجع و روحانیان ما می آمد و جلوی صداوسیما خودش را برای اینهمه بیکاری و  اعتیاد و فسادی که گریبانگیرجوانهای ما شده آتش می زد . به فتوای اینجانب محمد نوری زاد .  من خودم جوابگوی این خودسوزی درپیشگاه خدای متعال خواهم بود .واصلا هم خجالت نکشیم از اینکه دریک انقلاب ساختاری ، مثلا نماز ادارات را برداریم و به تکریم ارباب رجوع بپردازیم . کارمندی که حقوقش را از ارباب رجوع می گیرد ، چرا دراتاقش نیست ؟ راز نفرت های تلنبار درهمین ظرافت ها و غفلت های مغفول است .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 15:17  توسط مدیر وبلاگ  | 

تصاویری از غزه/از ایلنا: آغاز حملات رژيم‌‏صهيونيستي به نوارغزه تاكنون يك‌‏هزار و 80 كودك زخمي و بيش از 257 كودك نيز شهيد شده‌‏اند.

نظرات بینندگان:
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 15:10  توسط مدیر وبلاگ  | 

در پروژه جدید گروه امنیتی آشیانه،  حدود 100 سایت اسرائیلی که اکثرا سایت های مهم دولتی و سایت های شرکت ها و کمپانی های اسرائیل بودند توسط گروه امنیتی آشیانه هک و چهره تمامی این سایت ها به صفحه ای با نماد ایران و عکس هایی از مردم مظلوم فلسطین تغییر پیدا کرد. هدف از این کار محکوم کردن جنایات اسرائیل در قبال مردم مظلوم فلسطين و نوار غزه بود. در این پروژه ما به چهار سرور اسرائیلی که در خود کشور اسرائیل و شهر Tel Aviv بودند نفوذ کردیم. در روز چهارشنبه 18دی 87 عمليات نفوذ به سرور وب سايت هاي فوق الذكر شروع شد و تاکنون حدود 100 سایت مهم اسرائیلی هک شده و تا روز جمعه با بیشتر کردن تعداد این وب سایت ها به کار خود ادامه خواهیم داد. بر روی تمامی سایت های موجود بر روی این سرورها، صفحه ای به نشانه اعتراض جامعه مسلمانان به این عمل وحشیانه دولت اسرائیل قرار دادیم که حاوی نماد ایران بود. پیش از این در حدود دو سال پیش ما پروژه هایی در زمینه هک کردن 100 سایت اسراییلی و 500 سایت دانمارکی و حدود شش ماه پیش پروژه ای در زمینه هک کردن 100 سایت مهم عربی که اسم خلیج فارس را به نام جعلی خلیج عرب تغییر داده بودند داشتیم ولی اینبار هدف تنها سایت های اسرائیل که با پسوند il. شناخته می شوند، بودند.

لینک خبر هک شدن 100 سايت مهم اسراييلي

لینک خبر هک شدن 500 سایت دانمارکی

لینک خبر هک شدن 100 سایت مهم عربی

جهت جلوگیری از متوجه شدن سریعتر مسئولین این سرورها، فایل اصلی برخی از سایتها با نام Index را عوض نکرده ايم و تنها فایلی با نام Ashiyane بر روی اين سایت ها قرار داده ايم ولی صفحه اصلی برخی از سایت ها را که بر روی سرورهای اختصاصی بودند به صورت کامل تغییر داده ایم.

برای مشاهده لیست برخي از سایتهای هک شده در اینجا کلیک کنید.

تمامی این سایت ها را در سایت بین المللی Zone-H ثبت کردیم که در زیر لینک ثبت شدن بعضی از این سایت های هک شده را می توانید مشاهده کنید:

لینک 1 - لینک 2 - لینک 3 - لینک 4 - لینک 5 - لینک 6

در لیست این سایت ها سايت موساد، كه يكي از بزرگترين سايت‌هاي رژيم صهيونيستي است، توسط گروه آشيانه، DOWN و از دسترس خارج شد و فعالیت این سایت همچنان مختل شده است.

عکسی از سایت از دسترس خارج شده mossad.gov.il

جهت مشاهده كليه سايت هاي های هک و ثبت شده توسط آشيانه در Zone-h و همچنین میزان اهمیت هر حمله می توانید به این لینک مراجعه کنید.

لینک خبر از دسترس خارج شدن سایت موساد در خبرگزاری فارس

لینک خبر هک شدن سایت های اسرائیلی در خبرگزاری فارس

لینک خبر هک شدن سایت های اسرائیلی در خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران ( ایرنا )

لينك اين خبر در سایت شبکه فن آوری اطلاعات ایران

لینک خبر هک شدن سایت های اسرائیلی در خبرگزاری تابناک ( بازتاب)

لینک خبر سوم در مورد هک شدن سایت های اسرائیلی در خبرگزاری فارس

لینک خبر هک شدن سایت های اسرائیلی در سایت خبری تراشه

لینک خبر هک شدن سایت های اسرائیلی در پایگاه خبری وب سایت های ایران ( وبنا )

  لینک خبر هک شدن سایت های اسرائیلی در سایت خبری عصر ایران








+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 15:2  توسط مدیر وبلاگ  | 

همانطور که میدانید و طی خبر درج شده در آژانس خبری پرشین هک( این خبر ) دو وب سایت اصلی گروه آشیانه در دست افراد ناشناس میباشد.

به همین خاطر گروه آشیانه بیانیه ای بر روی وب سایت سوم این گروه برای عموم قرار داده است که این بیانیه تمام و کمال به شرح زیر میباشد:

با سلام و عرض احترم خدمت بازدیدکنندگان محترم سایت


بنا بر دلایلی سایت های
Ashiyane.com - Ashiyane.net تعطیل شدند و گروه امنیتی آشیانه از این پس تنها با دامین Ashiyane.ir در زمینه امنیت شبکه فعالیت می کند. همچنین دامین های Ashiyane.com - Ashiyane.net  از چند روز پیش Cancel شدند و مسئولیت این دامین ها دیگر بر عهده تیم آشیانه نیست. از این پس گروه آشیانه هیچ مسئولیتی در زمینه هک شدن سایت های اینترنتی به نام آشیانه نمی پذیرد و فعالیت این گروه از هکینگ به Security تبدیل می شود. سایت Ashiyane.ir از این پس سایت رسمی شرکت امنیتی آشیانه می باشد که تنها در زمینه امنیت شبکه فعالیت دارد.

با تشکر
بهروز کمالیان
مدیریت گروه امنیتی آشیانه

لازم به ذکر است این بیانیه بر روی وب سایت http://ashiyane.ir قرار دارد
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 22:17  توسط مدیر وبلاگ  | 

 (پنجشنبه 18 دي 1387)

خبرگزاری وب سایت های ایران Webna.ir

وبنا - گروه امنیتی آشیانه که یکی از گروه های قدیمی و فعال ایرانی در زمینه امنیت است، دیروز سایت سازمان اطلاعات موساد اسرائیل را مورد حمله قرار داد. اين اقدام در حمله رژيم صهيونيستي در قبال مردم نوار غزه صورت گرفت.


گروه آشيانه ضمن محكوم كردن حملات رژيم صهيونيستي اظهار داشت: رژيم صهيونيستي كشتار بي رحمانه مردم بي دفاع غزه را حق خود تلقي مي‌كند و گمان مي‌برد كه جهانيان نسبت به اين موضوع سكوت خواهند كرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 22:13  توسط مدیر وبلاگ  | 

“ابو احمد” سخنگوي رسمي گردان‌هاي “سرايا القدس” شاخه نظامي جنبش جهاد اسلامي فلسطين در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري فارس در غزه با اشاره به درگيري شديد بين نيروهاي مقاومت اسلامي فلسطين و سربازان ارتش شكست خورده رژيم صهيونيستي، از كمين شب گذشته مجاهدان فلسطيني سرايا القدس در شرق غزه خبر داد و افزود: شب گذشته گروهي از نيروهاي مقاومت به همراهي مجاهدان سرايا القدس توانستند نيروهاي ارتش رژيم صهيونيستي را به منطقه‌اي واقع بين دو كوه “الريس” و “الكاشف” كشانده و با محاصره آنها از سه جهت شمال، جنوب و غرب خسارت‌ها و زيان‌هاي بسهمگيني بر آنها وارد ساختند.

وي افزود: نيروهاي مقاومت در اين درگيري انواع مختلفي از اسلحه براي سركوب و نابودي نيروهاي رژيم صهيونيستي را به كار بردند كه اين امر به درگيري شديدي بين نيروهاي مقاومت و نيروهاي زرهي دشمن كه سعي در نجات نيروهايشان داشتند؛ انجاميد.
ابو احمد با بيان اينكه هيچ كدام از نيروهاي مقاومت در جريان درگيري شب گذشته آسيبي نديدند؛ افزود: نيروهاي مقاومت موفق به منفجر ساختن يك خودروي زرهي دشمن صهيونيستي شدند و نيروهاي دشمن تنها با دخالت جنگنده‌ها توانستند پا به فرار بگذارند.
اين عمليات در حالي صورت مي گيرد كه روز گذشته گردان‌هاي سرايا القدس خمپاره‌اي را در ميان نيروهاي كماندويي رژيم صهيونيستي در نزديكي مسجد “التوحيد” در منطقه “الزيتون” در شرق شهر غزه منفجر ساخته و بمب ديگري را در يك خودروي زرهي رژيم صهيونيستي در نزديكي مدرسه آمريكايي در شمال نوار غزه منفجر كرده است. دشمن صهيونيستي به زخمي شدن تنها پنج تن از نيروهايش در اين عمليات اعتراف كرده است.
به علت تاريكي شب اطلاعات كاملي از ميزان تلفات نيروهاي رژيم صهيونيستي در كمين شب گذشته در دست نيست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 22:2  توسط مدیر وبلاگ  |